تبليغاتX
ما را لا یق بدانی یا ندانی دوستت دارم - اینم یه پست دیگه....
سلام  خوبید؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوش میگذره؟!! چه خبراااا؟؟؟

اصلان حوصله ندارم.
کلاس زبان که می رم .هفته دیگه جلسه اخرش هست و امتحان میگیرن.
من که هیچی بلد نیستمهیچی نمی فهممخیلی حالم گرفته هست.

نمایشگاه کتاب هم خیلی دوست دارم برم.(نه به خاطر کتاب.چون اهل کتاب نیستم).
ولی نمیرم.چون خاطره بدی هست.پارسال هم درسته خوش گذشت.
اگه نرفته بودم.بهتر بود.باید به جای رفتن نمایشگاه می رفتم پیش عاطفه.
پارسال که از نماشیگاه برگشتم یک هفته دیگش عاطفه رفت.

ارائه درس ام ای اس رو انداختم واسه دو هفته دیگه.اخه هنوز هیچ کاری انجام ندادم.

سه شنبه اشتراک adsl  یک ماه تموم میشه.تا امروز 92 ساعت اینترنت استفاده کردم ..خیلی باصرفه هست.اگه می خواستم یک ماه 100 ساعت کارت بگیرم با پول تلفنش 20000 تومن میشد.ولی اشتراک adsl برای یک ماه 12500 شد.

به خاطر این کلاس زبان خیلی اعصابم بهم ریخته هست.نمیدونم چیکار کنم زبانم خوب بشه ....
توی روز هم اصلان زبان نمیخونم.میدونم اگه بشینم بخونم یاد میگیرم....


توی امامزاده اولا که هرروز بعداز ظهر چند ساعت میرفتم.یه خانومه بود هرروز عصر نزدیک غروب میومد سر قبر شوهرش که توی تصادف به رحمت خدا رفته بوده.
همیشه خانومه منو که میدید میگفت:  چه بچه خوبی.خیلی بامعرفتی که همیشه میای سر خاک همکلاسیت.
حالا دیگه من هرروز که امامزاده میرم  یا صبح یا عصر یه 10 دقه بیشتر نمی مونم.دیروز عصر که رفتم امامزاده.خانومه گفت:سلام پسر .کجایی .چرا دیگه نمیای.منم هیچی نگفتم.

توی دلم: عاطفه ببین چقدر بی معرفت شدم...ببخش منو.

مدتی هست نه با نی نی حرف زدم.نه عروسک بازی کردم.خیلی تنبل هستم.
هیچ کار مفیدی انجام نمیدم.زندگیم شده خوردن و خوابیدن و پای نت نشستن.

استاد سر کلاس زبان به انگلیسی گفت از یکی پرسید: ایا از زندگی خسته شدی؟پسره گفت yes .
به انگلیسی گفت:همین که سلامت هستید یعنی زندگی خوبه.اگه مریض بودید و اینا...اون وقت چی می گفتی.قدر زندگیتون رو بدونید.

نتیجه کنکور ارشد هم هفته دیگه میاد...الهی قبول بشم.خدایا به امید تو.

از اینترنت حدود 100 تا عکس کوچولوها رو گرفتم.خیلی خوشگلن.می خوام یه پست بزنم بگم که هرکدوم از این کوچولو ها به کی شباهت دارن.!!!

 

چرا تو مرا ترک کردی؟...why did you leave me? ate

من جای خالیت رو باور نمیکنم.....can't believe just what an empty place

(تیکه ای از شعر soledad)

خیلی دلم میخواد یه جایی برم ..از میبد دوووور باااشم.....ولی یه جوری هم نمی خوام از میبد بیرون برم.....
خیلی خستم.4سال رفتم دانشگاه ولی هیچ کار مفیدی انجام ندادم.
سال ۸۶ خیلی سال بدی بود.

فک کنم دیگه هیچی نگم.بهتره.خیلی اعصابم بهم ریخته هس...

       خدااایاااا دوستت دااارم     و به خاطر همه چیز ازت ممنونم  

منم مثل این کوچولو خیلی دلم گرفته

اعصاب ندارم


خیلی دلم می خواد مثل این  نی نی توی آغوش یه نفر بخوابم



تقدیم به همه ی دوستای خوبم

مواظب خودتون باشید

همیشه دوستتون داشتم و دارم

خدانگهدار....

-------------------------------------------------------------------
بعدان نوشت:(دوشنبه ساعت ۱۰ شب):

نمی دونم چی شد این چیزای بالا رو نوشتم.وقتی دیدم بعضی بچه ها غمگین هستن.دیگه من واسه چی بیام پست دلگیر بنویسم.حالا اومدم بعضی نوشته هام رو  برداشتم.
کسی نبینه 

                              

بسی شاد و شنگول هستیم

شما هم شاد باشید . از زندگی لذت ببرید.

بی خیال هرچی غم و مشکلات هست.
 

همه با هم دس دس دس..بزنید و بخونید. یه ترانه کودکانه بزارید لذت ببرید.

                            

یه خبر خوب و شاد  دیگه :: تابستون توی میبد جشنواره وبلاگ نویسی برگزار میشه.
این شرکتی که ازش اشتراک
adsl  گرفتم.گفته هرکی وبلاگ داره بهش ۵۰ درصد تخفیف میدیم.
وااااااااااای خوشا به حال من.
فردا اشتراک adsl  تموم میشه.من روم نمیشه از بابا پول بگیرم اخه خودش هم پول نداره طفلی.خیلی ولخرج شده .پولاش رو زودی تموم کرده.
راستی به خواهرم که قضیه جشنواره وبلاگ رو گفتم.گفت خوب وبلاگ بزنتخفیف بگیری.

من ادرس این وبلاگم رو که نمیدم به کسی.حالا برا تخفیف adsl باس یه وبلاگ دیگه بزنم.
توی جشنواره وبلاگ نویسی کاش من برنده میشدم.
این وبلاگ که ادرسش رو نمیدم چون می دونم اول میشه 
یه وبلاگ دیگه هم حوصله ندارم بزنم. ولی میخوام تخفیف adsl  بگیرم.

 این شکلک خیلی باحاله.خیلی شیطونه

کی بستنی می خوااااااااااااد  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من الان دارم بستنی می خورم

شاد بودن هم خیلی باحاله.به هیچی فک نکردن.امتحان کنید.

مواظب خودتون باشید.
این عکسایی رو هم که گذاشتم خیلی قشنگن.نی نی دوست دارم

داشتم می رفتم یه چیز دیگه یادم اومد.خواهرم خواب دیده بود که من داشتم داماد میشدم.بعدش سر سفره عقد بودیم.یه میز دراز بوده با کلی مهمون.
هی بهش میگم عروس چه شکلی بود. میگه تور لباس عروس روی صورتش بود ندیدمش
من :اخه خواب میبینی درست و کامل ببین....

این بعدان نوشت هم خودش یه پست شد.
از این چیزایی که حالا نوشتم خیلی خوشم اومد.
شاد باشید همیشه

مواظب خودتون باشید.خیلی باحالید.دوستتون دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 23:0  توسط لبخند بزن همیشه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دوستم بدار ای نازنین، شاید فردایی در پیش نباشد
--------------------------
عاطفه دوست خوبم . اردیبهشت 86 توی تصادف به رحمت خدا رفت.خیلی دلم براش تنگ شده.
(روحش شاد)
-------------------
دیگه من خیلی نی نی دوس دارم

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آذر 1385
پیوندها
جوگير نشويد لطفاً *حمیده*
تلخ...اما دوست داشتنی! *نیلوفر*
حصار سکوت *یاسمن*
چهار فصل *همیشه بهار*
غریبانه *ترانه*
فروغ مجتبی *چی توز*
اراجیف یاسی و باران
این،من یا بدل من... *سایه*
تنهای تنهام *نازی*
اسطوره عشق *فروغ*
رفتی حاجی حاجی مکه *اطلس بانو*
4 تفنگدار شیرازی *نگار،نرگس،سارا،درنا*
تبسم بهار * تبسم*
ساحل تنهایی
نیوشاا کوچولو
به گل قسم..به عشق قسم..عشق فقط خدا..*پریسا*
جوجو موچولو ( بهار)
تارا و تب توت فرنگی
پیچک "ژاله جون"
ساحل ابری * فرناز جوووووووووون*
دست نوشته های*ایلیناز* <مستاجر وبلاگ اجاره ای>
دامن چین دار *گـلابـتون*
تو یعنی نــــــــم نــــــــم بارون(لوسین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان