تبليغاتX
ما را لا یق بدانی یا ندانی دوستت دارم
سلام خوبید؟

یکشنبه مامان و بابا و داداش کوچیکه رفتند شیراز برای تو.لد صبا کوچولوی خواهرم.

از یکشنبه شب تا امشب تو خونه تنها بودم جاتون خالی.

اشپزی که بلد نبودم یاد گرفتم.شب اولی یه غذا هم میخواستم گرم کنم سوخت 
دیروز و امروز دیگه غذا نسوخت.اخه تن ماهی که دیگه نمیسوزه

یادش بخیر ۳سال قبل اردیبهشت ۸۵ یک شب توی خونه تنها بودم.دیگه تا الان تنها نبودم.
به عاطفه توی چت گفتم یه چیزی یادم بده درست کنم گفت فقط آب دوغ خیار بلده درست کنه
بعدش خواهرش امنه توی چت بهم گفت اصلا پاشو بیا اینجا خونه ما شام بخور دور هم باشیم.دیگه منم گفتم بی خیال زحمت نمیدم بیام به بابا و داداشت چی بگم میخواست بهم طرز تهیه کوکو یاد بده.منم گفتم نمیخواد مرسی همین نیمرو میخورم

یادش بخیر.

امشب میرم تهران که ۵شنبه امتحان مجا.زی امیر.کبیر بدم.الهی که قبول بشم.


جمعه شب برمیگردم.شنبه صبح که میرسم دیگه اذان گفته روزه بدون سحری باید بشم.اگرم زود برسم خونه مامان اینا هنوز توی راه هستند اونا هم صبح میرسند.
بابا که میگه یا روزه بدون سحری بشید.یا توی ماشین یه چیزی بخورید.یا اینکه نزدیک ظهر بریم ۲۴ کیلومتری شهر که روزه نشیم.

خیلی دلم میخواست تولد صبا خونه خواهرم باشم.ولی نشد.

برای صبا بابا و مامان یه مدال طلا ۳۰هزار تومن.و یه چیز دیگه ۲۰ هزار تومن.

منو داداش کوچیکه هم رفتیم دوتا عروسک خریدیم یکی پلنگ صورتی و یکی هزار پا.
خیلی بامزه بود عروسکا.باید یکی برای خوم هم میخریدم.

حالا داداش کوچیکم دوتا عروسکو به اسم خودش میده صبا.

من بعد از ماه رمضان میرم شیراز خونه خواهرم پیش صبا.

از تهران یه کادو خوشگل میگیرم.برای تولد صبا میدم.

دلم برای صبا تنگ شده.چون ۵شنبه تهران هستم نمیتونم پست بزنم.

 

دست دست سووووووووت

تولد صبا کوچولو مبارک
همه بیاید کادو بدید
هرکی میخواد صبا بوسش کنه باید هدیه تولد بهش بدید.

پنج شنبه تولد نیوشا کوچولو هست.

دوباره دست دست سوووت .

دومین سالروز تولد نیوشا رو هم به نیوشا و ناصر و همسرش تبریک میگم.

من هم دایی صبا هستم هم دایی نیوشا.تولد هرو دوتاشون هم ۲۹ مرداد هست.

تولد تولد تولدشون مبارک.

برای تولد نیوشا هم کادو هاتون رو به خود نیوشا بدید.
وبلاگ مامان بابای نیوشا که همه ی شماها بلدید. برید اونجا جشن تولد.

از ناصر عیدی بگیرید.

جومونگ شروع شد.
دعا کنید ارشد مجازی امیر.کبیر قبول بشم.

ماه رمضان هم برام دعا کنید.

مواظب خودتون باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 19:9  توسط من میتوانم! | 
سلا م خوبید؟

                         

دندونامو نیگاه کنید:

یکشنبه رفتم دندون پزشکی و نوبت برای دوشنبه گرفتم.

دوشنبه رفتم استرس داشتم.یکی از دوستای خوبه نتی هم گفته بود ترس نداره شجاع باش. خوب منم خواستم شجاع باشم ولی این سوزن بی حسی که دیدم چشمامو بستم!به دندونم زد.!!!
چند دقه نشد حالت تهوع داشت بهم دست میداد.قلبم داشت تند تند میزد.به دکتره گفتم حالم بد شداگفت دفه اولته؟
چند تا نفس عمیق گفت بکشم و روی صندلی دارز کشیدم.چند دقه تا خون به مغزم یا قلبم برسهحالم خوب شد.

با ابزارش روی دندونام افتاد  یکی ندونه ادم فکر میکنه دکتره داشت سنگ تراش میداد  .

دود توی دهنم بیرون میومد.دندونم دوباره درد گرفت مثل اینکه بی حیسه تموم شده بود!دوباره سوزن دوباره یکم حالم بد شد و همون کارای قبلی تکرار شد.یکساعته ونیم شد.یه دندونم خیلی خراب بود عصب کشی و پر کرد.تا شب هرچی میخوردم یا نمیخوردم دندونم درد میکرد.

هیچ وقت دندونم درد نمیکردا خر شدم رفتم دندون پزشکی

برای دندون بعدی چهارشنبه یعنی امروز صبح رفتم!  سوزن بی حسی که دیدم گفتم اگر قراره حالم بد بشه بیخیال.دکتره گفت نه.بعدش سوزنه که زد.این همه درد داشت.ولش هم که نمیکرد.سوزنو تا ته لثه ام فروکرده بود.منم که مثل بچه ها چشمامو بسته بودم.

بعدش دکتره گفت اون دفه حالت بد شد این دفه سوزنه خیلی درد داشت
۴۰دقه ایه داشته تراشکاری و سیمان کاری توی دهنم انجام میدادو دود اینا از دهنم بیرون میومد.تموم شد

دفه اولی که رفتم نزدیک اینکه کارای دندونم تموم بشه.یه تیکه از ریشه یا دندونم بود رفت توی چشم دکتره.منم دلم خنک شد.توی دلم بسی ابراز خوشحالی کردم.تا باشه بهم سوزن نزنهحقش بود

 

دندون اول عصبکشی و پرکردن ۷۵هزارتومن دندون دوم فقط پرکردن ۲۰هزارتومن!دوتا دیگه دندونم هم کمی لکه سیاه داره بخوام درستش کنم ۵۰تومن دیگه خرج داره.

                         

قرار بود با بچه های دانشگاه بریم کوه و اینا ولی کنسل شدچند تا بچه ها مسافرت هستند.

                         

بابام میگه تو که یه هفته هیچی درس نخوندی این یه هفته هم درس نمیخونی !
پاشو بیا شنبه  با ماشین بریم شیراز.بعدش سه شنبه با اتوبوس برم تهران یا همه با ماشین بریم تهران.بابای منم راننده مفتی پیدا کرده 

ولی خدایی خیلی دلم میخواد برم شیراز و دلم میخواد توی جاده رانندگی کنم.رانندگی خونم کم شده!منم خیلی دلم میخواد این پیشنهادی که بابا میگه انجام بدم

ولی بهتره اونا برن شیراز منم بشینم دو روز اخر کسی هم خونه نیست درس بخونم.!!

دلم برای صبا کوچولوی خواهرم تنگ شده.دایی دایی دایی ...کی باشه بلند بلند بگه دایی.

یکماه پیش که صبا اینجا بود گفت دااااا .......منم کلی ذوق زدم.

                         

شب رفته بودیم یزد وشیرینی گرفتیم و برگشتیم.توی جاده هم یاد داداش ناصر و البالوییش افتادم.

                         

اخره شب داشت فیلم جسور.و زیبا از فا.رسی یک نشون میداد.نشستم ببینم.تاحالا ندیده بودم فقط میدونستم داستانش چیه!
خانومه با ماشین/به  یه زنه دیگه که از دوستاشون بوده میزنه ودر میره وباقی ماجرا.حالا قسمتای وسط فیلمه هستش.


نمیدونم چی شد.دلم خیلی گرفت .رفتم ماشین رو بیارم داخل خونه. که یه دفه بدجور یاد عاطفه افتادم.اشک ریختم/اشک ریختن رو خیلی دوست دارم دلم گرفته.
نمیدونم بعضی وقتا حالم خیلی  خوبه تا حرفه تصادف و مرگ و اینا میشه یاد عاطفه میافتم

بیخیال الان خوبم.

                                    


راستی شماها یادتون هست یا نه؟ میدونید که برای چی قراره بریم شیراز؟!
چه زود یکسال گذشت!
۲۹مرداد تولد صبا کوچولوی خواهرم هست.نمیدونم چی براش کادو بگیرم.با اینکه خودم در جشن تولد نیستم.ولی باید هدیه دایی وسطی باشه که.
کلی برنامه داشتم برای تولد.ولی این کنکور مجازی رو باید تهران برم بدم.
دلم میخواد زودی صبا بزرگ بشه اینجا که میاد باهم بریم بیرون بچرخیم.

من عاااااااااااااشق همه نی نی کوچولوووهاااااااااااااا هستم.

مجید توی وبلاگش خاطره تعریف کرده بود منم حوس کردم اینجا از خاطرات دوران دبستان و بچگیم بگم.توی پست بعدی یه خاطره میگم

مامان بابام که هرچی مشاوره هست توی این ماهو.ار.ه میشینن گوش میدنخانوم دکتر نوروی راجب تربیت کودکان خیلی چیزای جالبی میگفت.

من هروقت باید درس بخونم هوس میکنم زیاد بیام آپ کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 23:55  توسط من میتوانم! | 
ماه من پرده از ان چهره ی زیبا بردار تا فلک لاف نیاید که چه ماهی دارد.
عید میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی را به شما تبریک میگم.

                                                                        

لبخند زدی و اسمان ابی ابی شد ، شبهای قشنگ تیره مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت ، تا اخر عمر غرق بی تابی شد . خواهر مهربانم الهام تولدت مبارک امیدوارم  همیشه شاد و خوشبخت باشی.


بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

سلام خوبید؟کجایید کم پیدایید؟تحویل نمیگیرید!!

دیروز پنج شنبه ۱۵ مرداد تولد دوست و خواهر خوبم الهام از بچه های دانشگاه و نت بود.دیروز میخواستم به الهام تبریک بگم جور نشد پست بزنم امروز اومدم سوپرایزش کنم

الهام از بچه های خوب روزگار هست .پارسال ازدواج کرد و چند ماه پیش هم همراه علی رضا همسرش به زیارت خانه خدا رفت. دیگه شیرینی عقد و عروسی و سوغاتی مکه  هم بهم نداده.حساب میکنیماا

الهام خواهر خوب منه.برات بهترین ها رو ارزو میکنم همیشه با همسری خوشبخت و شاد باشی.

فکر کنم یکسال هم بیشتره ندیدمش.فرصتی پیش اومد تا اینجا  تولدش رو تبریک بگم.بابت همه خوبی هات ممنون.به خاطر بدی هایی که بهت کردم منو ببخش.

تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر تولدت مبارک.

 

                                               

این مدت هم که  اپ نکردم چون خبری نبود بیام چی بنویسم!؟.۲۵ تیر صبا شیراز رفت منم تنها شدم.مثل همیشه تنبل هیچ کار مفیدی هم این چند ماه انجام ندادم.
مامان اینا اخر مرداد میرن شیراز پیش صبا ولی من نمیتونم برم!!!

دوهفته ایی میشه د.یش و ر.سیو.ر خریدیم. از بس توی تی وی درو.غ گفتن .بابا رو راضی کردمو رفتم خریدم.خودم هم دیش رو نصبش کردم و تنظیمات کانالا رو انجام دادم خیلی راحته که.فقط ها.تبر .د میگیریم. فعلا سریال فرار. از ز.ندان و همسر.و درد.سر  + اخبار میبینماوقات فراغته دیگه

 

                                

 

هفته پیش اینا بود با دختر پسرای دانشگاه پسرخالم برنامه ریختم و با دوتا پسرخاله هام باهم رفتیم کوه.جاتون خالی .ولی اخرش با یکی از پسرا بحثمون شدحالا هفته دیگه هم قراره همون بچه ها یجایی بریم.  شوهر خالم باغ داره پسرخالم کلید برمیداره همه بریم باغ۱۰۰ کیلومتری شهرمونه.باصفاست.ولی هنوز قطعی نشده!!!
اون دفه که رفتیم کوه یه سری پسرا جوجه روی اتیش درست کردن.جاتون خالی.
این دفه قراره پسر خاله م ماکارونی درست کنهدخترا هم ظرفا رو بشورن

                                      

مریم هم یکماه قبل گفته بود براش پروژه درسی بانک اطلاعاتی رستوران بنویسم.منم از بس تنبل شدم.ننوشتم.شرمنده شدم

 دیگه از چی بگم!

                                      


دانشگا.ه مجا.ز.ی  ا.میر.کبیر ثبت نامش بود. چندروزی فکرش میکردم اسم بنویسم یا نه!
بلاخره ثبت نام کردم! کنکورش ۲۹ مرداد هست!دیگه نمیتونم برم شیرا.ز صبا رو ببینم
اگر مجازی قبول بشم هزینه دانشگاه ۱۰ میلیون میشه.دانشگاه مجا.زی ماهی یکبار کلاس حضوری بقیه اش توی خونه توی انترنت برگزار میشهدانشگاه ازاد هم که نتیجه اش شهریور میاد شهریه اش همین حدود میشه.
بابا که میگه بشین بخون سال دیگه دولتی قبول بشی.داییم میگه استعدادش رو داری بزار سال دیگه.ولی من میترسم بازم قبول نشم .یا شبانه قبول بشم که شهریه اش مثل ازاد و مجازی هست. و بعد یکسال اخرش برسم به همین جا.پس میگم امسال برم بهتره!

حالا نمیدونم چیکار کنم برم مجازی یا ازاد (اگر قبول شدم) یا بشینم بخونم سال دیگه دولتی قبول بشم؟!

 

برای شهریه ازاد یا مجازی باید سرکار برم ماهی ۴۰۰هزار حقوق بگیرم که هزینه دانشگاه جور بشه!
برای اینکه یه شرکتی که داداشم اشنا هست  حدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ بهم حقوق بده باید شبکه کامپیوتری و برنامه نویسی خوب بلد باشم.ولی این مدت هیچی کار نکردم یاد بگیرم هنوز پروزه لیسانس هم دریغ از یه خط که بگی تایپ کرده باشم

 

اون شرکتی که شهرمون بود یکماه و نیم رفتم و دیگه نرفتم۷۰هزارتون بهم داد!!
میرفتم گدایی بیشتر بهم میدادن! ۳۰ هزار تومن دی وی دی رایتر خریدم ۳۰ هزار تومن هم پول ثبتنام مجازی شد.پولا اخر شد

۲۸ مرداد میرم تهران دوروزی هستم امتحان میدم و برمیگردم که جدی بشینم پروژه لیسانس رو انجام بدم تموم بشه دیگه.

 

                                              

                                             

 

دیشب خیلی دلم گرفته بود.
دلم برای عاطفه خیلی تنگ شده بوووووووووووووود.
دیشب خاطرات گذشته رو مرور کردم.................
هنوزم عاطفه رو خیلی خیلی زیاااااااااد دووووست دااااااااااااااااااارم.
عاطفه این روزا دلم برات تنگیده .بیا پیشم.دوستت دارم.
هیچ کس مثل عاطفه نمیشه

                                              

دیشب برای همه ی دوستای نتی دعا کردم.

خدایا دوستت دارم.مراقب همه ی دوستای نتی من باش همیشه شاد و خوشبخت باشن و همه رو به ارزوهاشون برسون

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 14:30  توسط من میتوانم! |