تبليغاتX
ما را لا یق بدانی یا ندانی دوستت دارم

باورم نميشه ،چه جوري بگم ،يکسال گذشت...یکسال از رفتن عاطفه پیش خدا گذشت...
یکسال از ۲۵ ازدیبهشت  ۸۶گذشت....
خيلي دلم ميخواد حرف بزنم و يک عالمه چيز بنويسم.ولي نميدونم از چي بگم و چه جوري بنويسم...

خیلی دلم برا عاطفه تنگ شده.خیلی اعصابم بهم ریخته هست،از خیلی هم بیشتر...
از دیشب که سه شنبه بود تا جمعه شب توی مسجد مراسم سالگرد درگذشت عاطفه هست.
و منم دیشب رفتم....ممنونم از خدا به خاطر همه چیز....الهی این دوشب دیگه هم خدا کنه بتونم برم..

اومدم بنویسم ولی عمداْ نمی نویسم.چون میدونم نوشتن آرومم میکنه....
و نمی خوام آروم بشم،فقط برا این چند روز....
اینجوری توی ذهنم فقط من هستم و عاطفه...دلم میخواد فراوون گریه کنم..
عاطفه دلم خیلی برات تنگ شده.....دوست دارم.......خیلی خسته ام... خیلی دلم گرفته....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0:46  توسط لبخند بزن همیشه | 

دلم می خواد باز  برای تو بنویسم.برات حرف بزنم.که یکم دلم آروم بشه.

پارسال درست همین 5شنبه بود.از دانشگاه برمیگشتم.کنار بریدگی خیابون سریع پیچیدم.نزدیک بود یه کامیون بهم  بزنه.همون لحظه چشمام رو بستم که دیگه تموم شد همه چیز.ولی کامیونه زود ترمز کرده بود.فقط یه موتوری  به عقب ماشینم خورد.راننده کامیونه میگفت.نزدیک بود بزنم بهت له بشی.تا خونه که می رفتم این همه خوشحال بودم که اتفاقی نیفتاده.

ولی کاش همون جا له شده بودم.
اصلان چرا وقتی قرار بود 5روز دیگه اش تو از دنیا بری.خدا چرا پس من زودتر نرفتم.
چرا من توی اون تصادف که میشد یه اتفاق خیلی بد باشه.ولی هیچ اتفاقی نیفتاد
و تو باید توی یه تصادف ساده از دنیا بری.
خدا چرا پس من نرفتم .چرا عاطفه رو بردی پیش خودت.
درسته خواهرت توی چت می گفت که نباید بخاطر رفتن عاطفه چرا بیاری.
ولی خدا ..من اصلان نمی فهمم که چرا عاطفه رو گرفتی از ما.چه جوری دلت اومد عاطفه رو ببری پیش خودت.
(معذرت خدا که این حرفا رو زدم -خدا جون خودت که میدونی چقدر دوست دارم و می دونم همیشه کمکم میکنی.همیشه به خاطر همه چیز ازت ممنونم.)

عاطفه کاش من به جای تو رفته بودم.کاش تو اینجا بودی.
این روزا خیلی دلم برات تنگ شده.

دلم می خواد ساعت ها بیام امامزاده بشینم که خودت برگردی بیای بهم بگی دیگه برو خونتون.
بیای مثل اون روزا که میومدم دانشگاهت می گفتی برو خونه دیرت میشه.
حالا هم کاش میومدی خودت توی امامزاده پیشم.

خیلی دلم برات تنگ شده.چند روز دیگه یکسال میشه.
و من اصلان نمیتونم نبودنت رو تحمل کنم.
هرروز از خودم بیشتر بدم میاد که هنوز زنده ام و نیومدم پیشت.
برگرد.که دلم برات خیلی تنگ شده.

خدا اگه به معجزه هم هست عاطفه رو برگردون پیش ما.
خدا جون میدونی که معجزه ات رو باور دارم.
پارسال بعد از رفتنت بود خواب دیدم که توی کوچه خونتون ایستاده بودم که تو برگشتی.
فردا شبش اومدم تا اخر شب توی کوچه خونتون ایستادم...که بیای.
می خواستم تا صبح بمونم ...دیگه پسر همسایتون فک میکرد مزاحم هستم و اینا رفتم...
هنوزم فک میکنم اگه تا صبح توی کوچه خونتون بمونم تو برمی گردی.

عاطفه خیلی دلم برات تنگ شده.برا یه لحظه هم که شده برگرد.

----------------------------------------------------------------------------------

کاش یکی بیاد این همه منو بزنه که اروم بشم.

خیلی اعصابم بهم ریخته هست.

این روزا خیلی دلم گرفته.معذرت به خاطر پست هایی  که مینویسم.

وبلاگ های بچه ها رو می خوندم..فک می کردم.چرا همه ...چیزای غمگین مینویسن؟؟!!!!

کاش همه شاد باشید.خواهش میکنم خدایی مواظب خودتون باشید................... 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/20ساعت 2:9  توسط لبخند بزن همیشه | 
خیلی دلم تنگه

کاش نرفته بودی.دیشب نمی دونم چی شد.هی گریه کردم.این همه دلم برات تنگ شده بود.
فقط گریه می تونست آرومم کنه.نمی دونم کی خوابم برد.

امشب هم مثل دیشب دلم می خواد انقدر اشک بریزم شاید که برگردی.

دلم گرفته حسابی.چهارشنبه ۲۵ م درست میشه یکسال......
اخرین بار پارسال درست همین چهارشنبه بود.با ماشین توی کوچه ی خونتون دیدمت.
وقتی وایسادم.و تو از کنارم رد شدی.شب توی نت گفتی اگه یه بار دیگه اینکارو کنی و بیای توی کوچه ما.دیگه محلت نمیزارماا...نمیدونی میبد کوچیکه واسم حرف درست میکنن.

وااای حالا توی این یه سال این همه من اومدم امامزاده.نکنه از دستم دلخوری.!؟به خاطر این همه حرفی که شاید مردم وقتی منو میبینن که میام پیشت میزنن.نکنه باهم قهری که نمیای تو خوابم.؟!

 من که نمی تونم نیام امامزاده پیشت.دلم یه ذره میشه واست.

هنوزم از این ناراحتم که کاش بیشتر اومده بودم دیده بودمت.
خواهش میکنم برگرد.یا دعا کن که من زود تر بیام پیشت.
خیلی دلم می خواد همین الانه بیام پیشت.دیگه این دنیا که مهم نیست.

فقط زنده بمونیم که یه روزی خدا بگه ..اره... فلانی تحمل مصیبتم رو داشت!!!برای چی رفتی؟!

خیلی دلم برات تنگ شده.از این که دوست خوبی برات نبودم معذرت.
الهی منو ببخشی به خاطر همه ی حرفایی که با اومدنم امامزاده درست شد. به خاطر همه چیز.

کاش حتی برای یکبار دیگه می دیدمت.

خدایا منو ببخش.
شاد باشی هرجا هستی.مواظب خودت باش.

خیلی دوست داااااااااااااااااااااااارم.

-------------------------
معذرت به خاطر این پست..... باید مینوشتم که اروم بشم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت 1:48  توسط لبخند بزن همیشه | 
سلام  خوبید؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوش میگذره؟!! چه خبراااا؟؟؟

اصلان حوصله ندارم.
کلاس زبان که می رم .هفته دیگه جلسه اخرش هست و امتحان میگیرن.
من که هیچی بلد نیستمهیچی نمی فهممخیلی حالم گرفته هست.

نمایشگاه کتاب هم خیلی دوست دارم برم.(نه به خاطر کتاب.چون اهل کتاب نیستم).
ولی نمیرم.چون خاطره بدی هست.پارسال هم درسته خوش گذشت.
اگه نرفته بودم.بهتر بود.باید به جای رفتن نمایشگاه می رفتم پیش عاطفه.
پارسال که از نماشیگاه برگشتم یک هفته دیگش عاطفه رفت.

ارائه درس ام ای اس رو انداختم واسه دو هفته دیگه.اخه هنوز هیچ کاری انجام ندادم.

سه شنبه اشتراک adsl  یک ماه تموم میشه.تا امروز 92 ساعت اینترنت استفاده کردم ..خیلی باصرفه هست.اگه می خواستم یک ماه 100 ساعت کارت بگیرم با پول تلفنش 20000 تومن میشد.ولی اشتراک adsl برای یک ماه 12500 شد.

به خاطر این کلاس زبان خیلی اعصابم بهم ریخته هست.نمیدونم چیکار کنم زبانم خوب بشه ....
توی روز هم اصلان زبان نمیخونم.میدونم اگه بشینم بخونم یاد میگیرم....


توی امامزاده اولا که هرروز بعداز ظهر چند ساعت میرفتم.یه خانومه بود هرروز عصر نزدیک غروب میومد سر قبر شوهرش که توی تصادف به رحمت خدا رفته بوده.
همیشه خانومه منو که میدید میگفت:  چه بچه خوبی.خیلی بامعرفتی که همیشه میای سر خاک همکلاسیت.
حالا دیگه من هرروز که امامزاده میرم  یا صبح یا عصر یه 10 دقه بیشتر نمی مونم.دیروز عصر که رفتم امامزاده.خانومه گفت:سلام پسر .کجایی .چرا دیگه نمیای.منم هیچی نگفتم.

توی دلم: عاطفه ببین چقدر بی معرفت شدم...ببخش منو.

مدتی هست نه با نی نی حرف زدم.نه عروسک بازی کردم.خیلی تنبل هستم.
هیچ کار مفیدی انجام نمیدم.زندگیم شده خوردن و خوابیدن و پای نت نشستن.

استاد سر کلاس زبان به انگلیسی گفت از یکی پرسید: ایا از زندگی خسته شدی؟پسره گفت yes .
به انگلیسی گفت:همین که سلامت هستید یعنی زندگی خوبه.اگه مریض بودید و اینا...اون وقت چی می گفتی.قدر زندگیتون رو بدونید.

نتیجه کنکور ارشد هم هفته دیگه میاد...الهی قبول بشم.خدایا به امید تو.

از اینترنت حدود 100 تا عکس کوچولوها رو گرفتم.خیلی خوشگلن.می خوام یه پست بزنم بگم که هرکدوم از این کوچولو ها به کی شباهت دارن.!!!

 

چرا تو مرا ترک کردی؟...why did you leave me? ate

من جای خالیت رو باور نمیکنم.....can't believe just what an empty place

(تیکه ای از شعر soledad)

خیلی دلم میخواد یه جایی برم ..از میبد دوووور باااشم.....ولی یه جوری هم نمی خوام از میبد بیرون برم.....
خیلی خستم.4سال رفتم دانشگاه ولی هیچ کار مفیدی انجام ندادم.
سال ۸۶ خیلی سال بدی بود.

فک کنم دیگه هیچی نگم.بهتره.خیلی اعصابم بهم ریخته هس...

       خدااایاااا دوستت دااارم     و به خاطر همه چیز ازت ممنونم  

منم مثل این کوچولو خیلی دلم گرفته

اعصاب ندارم


خیلی دلم می خواد مثل این  نی نی توی آغوش یه نفر بخوابم



تقدیم به همه ی دوستای خوبم

مواظب خودتون باشید

همیشه دوستتون داشتم و دارم

خدانگهدار....

-------------------------------------------------------------------
بعدان نوشت:(دوشنبه ساعت ۱۰ شب):

نمی دونم چی شد این چیزای بالا رو نوشتم.وقتی دیدم بعضی بچه ها غمگین هستن.دیگه من واسه چی بیام پست دلگیر بنویسم.حالا اومدم بعضی نوشته هام رو  برداشتم.
کسی نبینه 

                              

بسی شاد و شنگول هستیم

شما هم شاد باشید . از زندگی لذت ببرید.

بی خیال هرچی غم و مشکلات هست.
 

همه با هم دس دس دس..بزنید و بخونید. یه ترانه کودکانه بزارید لذت ببرید.

                            

یه خبر خوب و شاد  دیگه :: تابستون توی میبد جشنواره وبلاگ نویسی برگزار میشه.
این شرکتی که ازش اشتراک
adsl  گرفتم.گفته هرکی وبلاگ داره بهش ۵۰ درصد تخفیف میدیم.
وااااااااااای خوشا به حال من.
فردا اشتراک adsl  تموم میشه.من روم نمیشه از بابا پول بگیرم اخه خودش هم پول نداره طفلی.خیلی ولخرج شده .پولاش رو زودی تموم کرده.
راستی به خواهرم که قضیه جشنواره وبلاگ رو گفتم.گفت خوب وبلاگ بزنتخفیف بگیری.

من ادرس این وبلاگم رو که نمیدم به کسی.حالا برا تخفیف adsl باس یه وبلاگ دیگه بزنم.
توی جشنواره وبلاگ نویسی کاش من برنده میشدم.
این وبلاگ که ادرسش رو نمیدم چون می دونم اول میشه 
یه وبلاگ دیگه هم حوصله ندارم بزنم. ولی میخوام تخفیف adsl  بگیرم.

 این شکلک خیلی باحاله.خیلی شیطونه

کی بستنی می خوااااااااااااد  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من الان دارم بستنی می خورم

شاد بودن هم خیلی باحاله.به هیچی فک نکردن.امتحان کنید.

مواظب خودتون باشید.
این عکسایی رو هم که گذاشتم خیلی قشنگن.نی نی دوست دارم

داشتم می رفتم یه چیز دیگه یادم اومد.خواهرم خواب دیده بود که من داشتم داماد میشدم.بعدش سر سفره عقد بودیم.یه میز دراز بوده با کلی مهمون.
هی بهش میگم عروس چه شکلی بود. میگه تور لباس عروس روی صورتش بود ندیدمش
من :اخه خواب میبینی درست و کامل ببین....

این بعدان نوشت هم خودش یه پست شد.
از این چیزایی که حالا نوشتم خیلی خوشم اومد.
شاد باشید همیشه

مواظب خودتون باشید.خیلی باحالید.دوستتون دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 23:0  توسط لبخند بزن همیشه | 
سلام خوبيد.سلامتید که.

اول از دوشنبه بگم.

جشن بادبادک ها... براي بچه هاي اول دبستان و قبل از اون...
خوب منم ديدم به گروه سنيم ميخوره رفتم.وااي خيلي خوش گذشت.جاتون خالي .
يه عالمه بچه کوچولو..منم به اونا کمک مي کردم بادبادک بفرستن هوا..بي نهايت تا خوش گذشت..
قابل توصيف نيس..منو بچه ها....فک کنيد ديگه چقدر به من خوش گذشته...


برای ني ني ميرويم خريد .چند تا عروسک خريديم.
خيلي عروسک بازي دوست دارم.عروسک رو که بغل ميکنم يه حس خوبي بهم دست ميده.
خواهرم ميگه تا ني ني دنيا بياد اين عروسکا رو از بس باهاش بازي ميکني ديگه خراب کردي...
وجدانن که  يه عروسک بغل کردن .خيلي خيلي ادم رو ارووم ميکنه.يه حس ارامش .يه حس دلتنگي .
يه حسه عجيب.بچه بودن هم خيلي قشنگه هاااااااااا
.....
(همین الانه خواهرم ازم پرسید:تو منو بیشتر دوست داری یا نی نی رو؟ گفتم هردوتاتون رو به یک اندازه..میگه خیلی بدی..نی نی که دنیا نیومده هنوز...حالا بیا و درستش کن.. )

يکي از استادا فهميد که کنکور ارشد دادم..گفته اگه قبول شدي ...
براي درسMIS (که باهاش دارم)چشم بسته بهت نمره 18 ميدم.
اخه از پيام نور کمتر دانشجويي ارشد قبول ميشه.(من :اگه زودتر گفته بوديد بيشتر کنکور مي خوندم).. کاش خدا يه جوري کنه قبول بشم.(يه سال از همه چيز جلو ميشم.)خدا به اميد تو.

شايد توي خرداد اينا برم تهران...(داداشم گفته برم ..واسه سرگرمي)
عضو انجمن وبلاگنويس ها هم شدم فقط به خاطر...
ديگه نميدونم از چي بگم....کلاس زبان مي رم ولي زبان نميخونم.
هفته ديگه 4شنبه بايد براي درس MIS گفته راجب يه چيزي بياد کنفرانس بديد.به منم گفته راجب پروژه ليسانست که اين ترم گرفتي بيا پروپزال پروژه ات رو کنفرانس بده..

راجب رفتن عاطفه...من که مسائل رو قاطي نمي کنم.به چيزي هم فک نمي کنم.
با همه چيز هم کنار اومدم....حالم هم خوبه.عاليه...

دختر خاله مامانم کارداني به کارشناسي کامپيوتر دانشگاه آزاد قبول شده گفته براش کتاب پيدا کنم.. خوب من کتاب ازاد کجا بيارم.نتونستم پيدا کنم براش.
يکي از دوستاي دبيرستاني .بعد از دبيرستان.رفتيم ازاد.بعد از يک ترم .من رفتم پيام نور .او هم رفت حسابدار بانک شد..امروز رفتم ببينم کتاب درسي دانشگاه ازاد داره.کتاب که نداشت .از اينا که بگذريم ... گفت داره ميره حج عمره...          ...........منم دلم مي خواد برم حج.......

راستي يه شعر کودکانه روي وبلاگم گذاشتم.

راجب بازي شش کلمه اي::

خدايا هميشه مراقب همه دوستام باش.

مردم در خوابند وقتي ميميرند بيدار مي شوند(امام علي)
(( به اين جمله که فک ميکنم..دقت کنيد خيلي قشنگه هاااااا...خيلي مفهوميه... )

و راجب بازي ضرب المثل::

pigs might fly
خواب ديدي خير باشه !
((اينو وقتي که بهت گفتن يکي از بچه هاي وبلاگي آپ کرده بايد بکار ببري...))

هر جا هستید شاد و سلامت باشید.مواظب خودتون باشید.دوستتون دارم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 22:42  توسط لبخند بزن همیشه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دوستم بدار ای نازنین، شاید فردایی در پیش نباشد
--------------------------
عاطفه دوست خوبم . اردیبهشت 86 توی تصادف به رحمت خدا رفت.خیلی دلم براش تنگ شده.
(روحش شاد)
-------------------
دیگه من خیلی نی نی دوس دارم

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آذر 1385
پیوندها
جوگير نشويد لطفاً *حمیده*
تلخ...اما دوست داشتنی! *نیلوفر*
حصار سکوت *یاسمن*
چهار فصل *همیشه بهار*
غریبانه *ترانه*
فروغ مجتبی *چی توز*
اراجیف یاسی و باران
این،من یا بدل من... *سایه*
تنهای تنهام *نازی*
اسطوره عشق *فروغ*
رفتی حاجی حاجی مکه *اطلس بانو*
4 تفنگدار شیرازی *نگار،نرگس،سارا،درنا*
تبسم بهار * تبسم*
ساحل تنهایی
نیوشاا کوچولو
به گل قسم..به عشق قسم..عشق فقط خدا..*پریسا*
جوجو موچولو ( بهار)
تارا و تب توت فرنگی
پیچک "ژاله جون"
ساحل ابری * فرناز جوووووووووون*
دست نوشته های*ایلیناز* <مستاجر وبلاگ اجاره ای>
دامن چین دار *گـلابـتون*
تو یعنی نــــــــم نــــــــم بارون(لوسین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان