![]() |
![]() |
|
پی نوشت۳: اومدم روی برگه کاغذ نوشتم بعدش عکس گرفتم و با فتوشاب خط خطیش کردم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/30ساعت 1:24 توسط لبخند بزن همیشه |
|
|
از چهره ها معلومه که حسابي عيد بهتون خوش گذشته و اميدوارم که واقعان سال خوبي رو در پيش رو داشته باشيد... اين مدت که نبودم هفته اول که ميرفتيم خونه فاميل تا دير وقت ديگه خسته ميشدم ،توي روز هم خواب بودم و يا داداشم بود نمي شد بيام نت..هفته دوم که داداشم و همسرش و خواهرم و شوهرش اومدن ديگه کلان نميشد بيام نت... ديگه تا جمعه همه رفتن فقط خواهرم اينجا تو خونه پيش ما هست تا شهريور که ني ني دنيا بياد بعدش ميره کاشان سر خونه زنگديش..(شوهرش جهرمي هستش ..به خاطر کارش هردفه يه شهري خونه ميگيرن..) راستي توي عيد خونه خالم که رفتيم عيد ديدني از ساعت 8 تا 11 نشستم ويندوز و اينا نصب کردم...خاله خيلي ازم تشکر کرد که اومدي مهموني باس کنار کام بشيني.. توي عيد هرجا مهموني رفتيم ..داداشم که تازه دوماد شده..ديگه حالا همه گير ميدادن به من..مجتبي تو کدوم شهر مي خواي بري..(اخه خواهرم و داداشم که بيرون از شهر خودمون رفتن)يه شهر خوب برو ..هرکسي يه چيز ميگه..بابا و مامان ميگن که تو از ميبد نباس بيرون بررررررررري..... ديگه... جناب مهندس باران من دندونم موش خورده توي عيد اجيل نميخوردم . ديگه خوب عيد هم با همه خوبيها و شادي هاش تموم شد...خدا رو شکر حالا خواهرم که اينجاس بيکاره هي مياد توي اتاق ،منم کنار کامپيوتر نميتونم بيام نت..بيخيال اشکال نداره.من که نمي خوام نت بيام.. منو خواهرم نشستيم حساب ميکنيم که ني ني 19 فروردين 20 هفته ش هست..حالا تا 9ماه و 9 روز کي دنيا مياد بلد نيستيم حساب کنيم.اخرش شد از 25 مرداد تا 5شهريوردنیا میاد ديگه بگم که توي عيد کلي بابام رو راضي کردم گفتم adsl بگيرم..تا بلاخره راضي شد .مودمش 60000 تومن که قسطي يکساله.و برا اينکه هزينه اش کم بشه سرعت 64kbps گرفتم شد 12500 تومن. کلاس آکادمي زبان هم رفتم اسم نوشتم.تست تعيين سطح گرفت ازم.منم تمريني چيزي نکرده بودم.گفت مکالمه و گرامرت خوبه.کتاب interchange intro کتاب زرده قسمت دومش بیا کلاسش.گفت کتاب قرمزه کتاب دومي هم ميتوني شروع کني.زبانت خوبه.ولي شايد برات سخت باشه. توي اين يه ماه خيلي پول زياد از بابا گرفتم.لباس وشلوار عيد 30000 تومن اينترنت adsl هم 20000 تومن.کلاس زبان 20000 تومن و هنوز مي خوام کارت صدا بگيرم که ميشه 15000 تومن...وااااااااي هنوز شهريه ترم آخرم دانشگاه هم بايد پايان ترم بدم 155000 تومن ميشه...اولين باره اين همه دارم پول از بابا ميگيرم،هيش وقت پول ازش نميگرفتم بجز شهريه دانشگاه... راستي پروژه ليسانس هم ميخوام برنامه ويدئو کنفرانس بنويسم..که چند نفري توي نت باهم وب بدن اينا.. چند تا چیز رو فردا پی نوشت میکنم.حالا الانه خواهر محترمه میاد توی اتاق *** *** *** *** *** *** *** *** 4شنبه 21 فروردين تولد ساحل تنهایی بوده.. تولد تولد تولد مبااارک ...بهترین ها رو برات آرزو میکنم.امیدوارم که توی این سال جدید زندگیت شاد و سلامت و موفق باشی. پی نوشت ۱ :من جلو خواهرم بیام نت...میگه داری چیکار میکنی... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/21ساعت 23:2 توسط لبخند بزن همیشه |
|
|
سلام خوبید.عید خوش میگذره ... دیروز صبح که سال تحویل شد..یک دقه بعدش داداشم و زنش از مشهد زنگ زدن تبریک بگن..یکم سر سفره نشستیم.. ولی حالا عید شد... فرقی نداشت که...چیزی عوض نشد...که.... عصر هم رفتیم خونه دوتا مادربزرگا...شب خالم از یزد اومده...خونمون...یه پسر داره دوم راهنمایی و یه دختر داره... نی نی هستش 9 ماهش هست... وقتی هم داشتن می رفتن... دوباره گفتن بیا.... یه دفه بابام گفت نه .بدون اینکه از من چیزی بپرسه...میگه تو خونه کاری زیاد داریم...مجتبی باس باشه... حالا اونا که رفتن...من میگم واسه چی نمی زارید من برم ...هاااااااا..خاله میگه داداشو خواهرت اینا چند وقت یه بار میان اینجا..حالا تو دوروز بیا خونه ما... به مامان میگم چرا نمی زاری برم..چرا من تو این خونه ازاد نیستم...هاااا....شب سعت 9 تا 10 با مامان.بعدشم که بابا اومده تا 11 با بابا بحث کردم... ولی چه فایده.... اینا که چیزی نمی فهممن.... روز اول عیدی رو برام ....چرا...حالا بعد اینهمه بحث میگن..اگه می خوای بری. صبح میری ..شب میای... این مامان و باباب از بس تو خونه باهاشون بودم...بهم وابسته شدن...نمی زارن من جایی برم... من یکی می خوام عصر برم امامزاده..باس کلی اراجیف سر هم کنم که یعنی میرم بیرون فلان شرکت کامپیوتری کار دارم. کلان روز اول عیدی زهرمار شد رفت.... حالا الهی امروز خوش بگذره ...تا روز آخر خوش بگذره... ولی مامان بابام بچه های خوبی هستناااا....خودم عادتشون میدم یه جوری درستش می کنم که بتون هر وقت خواستم بیرون برم....
عید خوبی داشته باشید..عید خوش بگذره.... پ.ن۱ : من خیلی خوشحالم ....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/02ساعت 8:57 توسط لبخند بزن همیشه |
|
|
سلاااااااااااااااام خوبید......؟؟؟
عیدتان مبااارک..... شاد باشید همیشه.... سال خوبی داشته باشید.. بهترین ها رو توی این سال جدید براتون آرزو می کنم... الهی همیشه شاد و سلامت و موفق باشید..بازم عیدتون و نوروز رو بهتون تبریک می گم... مواظب خودتون باشید...
پ.ن ۱ : اول صبحی اومدم آپ کنم.ابراز وجود کنم... بگم عیدتون مبارک...شما دوستای وبلاگی دوستای خیلی خوب من هستید.الهی همیشه شاد باشید و عید بهتون حسابی خوش بگذره...سر سال تحویل برا ما هم دعا کنید پ.ن۲: از ساعت ۳ تا ۹ صبح اینترنت مجانی به خاطر نوروز...... بسی لذت می بریم.. راستی کامنتا رو که دیدم...همه شب عیدی سحر خیز شدین..تا صبح بیدار بودین..... پ.ن۳: تا دیشب آخر شب داشتیم خونه تمیز می کردیم پ.ن۴ : داداشم و زن داداشم برا سال تحویل (اولین نوروز مشترکشون) رفتن تنهایی مشهد..هفته دوم میان..خوشاا به حالشون... پ.ن۵ : عیدتون مبارک...دوستتون دارم.هنوز نمی دونم ساعت چند سال تحویله.... حالا از نت دیدم... 18،9دقيقه ،19 ثانیه پ.ن۶: از دوستای خوبم یاسی .حمیده .نیلوفر. آبجی هستی. سودابه. آرزو . مریم(حس یخی).سایه . باران . اطلس (به همراه تبسم) فروغ ۱ (فروغ رامهرمزی) .فروغ ۲ (فروغ-عماد) پ.۷ : خیلی دلم می خواد زود عید بشه.... همیشه مثل الان من شاد باشید... پ.ن۸: از من یاد بگیرید...که زود زود آپ می کنم... کوچیکترا بزرگتراااا...... عیدی یادتون نره....... کی عیدی می خواد ؟؟؟ راستی ۷ سین شما چیه:::!!!؟؟؟ چون ما کسی حوصله نداشت بره خرید... ۷ سین امروز ما.... سیب و سرکه و سماق و سبزه و سیر و سکه و سی دی توی روزنامه سوال قشنگی پرسیده بود بجای ۷ تا سین دوس دارید چه حرفی به جای سین بزارید و سفرتون رو با اون حرف بچینید؟؟ دیگه من برم.... شاد باشید و لذت ببرید از عید و تعطیلات ..خوش بگذره بهتون...خونه فامیل خوش بگذره... ما فردا خونه خاله یکی مونده به آخری و پس فردا خونه خاله مامانم دعوتیم...خونه ما هم که همه هفته دوم عید میان که خواهرم و داداشم باشن دوووستتون دااارم..... سال خوب و شادی داشته باشید...به همه آرزوهاتون برسید....
|
|||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/01ساعت 7:28 توسط لبخند بزن همیشه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوستم بدار ای نازنین، شاید فردایی در پیش نباشد
-------------------------- عاطفه دوست خوبم . اردیبهشت 86 توی تصادف به رحمت خدا رفت.خیلی دلم براش تنگ شده. (روحش شاد) ------------------- دیگه من خیلی نی نی دوس دارم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 آذر 1385 |
|
RSS
|