![]() |
![]() |
|
|
در ديده به جاي خواب آب است مرا زيرا که به ديدنت شتاب است مرا،،، گويند که بخواب تا به خوابش بيني اي بي خبران چه جاي خواب است مرا
امشب ز غمت ميان خون خواهم خفت وز بستر عافيت برون خواهم خفت
نميداني چه سخت است دوري من از نگاهت از ان چشم سياهو ان نگاهه بي گناهت نميداني چه سخت است سوختن در پيش چشمم که ديدم سوختم در پاي عشقم نميداني چه تلخ است دوري تو فقط رويا فقط خواب و خيالت فقط گريه فقط اه تباهي شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بست و به گردش نرسیدیم و برفت ...... همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت اینم دلایلی که چرا آپ نمی کنم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 1:7 توسط من میتوانم! |
|
|
سلام
مرسی که اومدی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/04/13ساعت 0:50 توسط من میتوانم! |
|
|
نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
تو اين غروب دلگير قلبم شده زمين گير تو حسرت يك نگاه چشم انتظارم بيا چشم انتظاري سخته بيا كه از دوري تو خنده از لبام رخت بسته
از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ مي گه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد
وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/12ساعت 12:58 توسط من میتوانم! |
|
|
دفترچه قسطهايم را ورق ميزنم.. تمامي ندارد!! تا اخر عمر بدهکار رحمتت هستم اي خداي مهربان
گناه من دوست داشتن توست و جهنم بی تو بودن سزای من ... کی قيامت شد و من نفهميدم؟
يادمون باشه وقتي کسي برامون ميميره ، اونقدر مرد باشيم که سر قبرش يک شاخه گل بزاريم
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست سر فرا گوش من آورد به آواز حزین گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/12ساعت 12:51 توسط من میتوانم! |
|
|
سلام
ممنون میشم اگه یه فاتحه برای اونایی که از دنیا رفتن بخونید مرسی
سخت ميگذرد اين روزهاي بي همي چه سخت ميگذرد اين دقيقه هاي بي کسي گويي ثانيه ها ذره ذره جوانيم را ميبرند با خود و مي سپارندجوانه هاي جوانيم را به برگريز خزان. توان پريدنم نيست بالهاي شكسته پرندگان را به من هديه دادند،به آنها بگو كه پرواز را بدون تو نميخواهم
کاش دوباره بارون بياد اشک خدا رو ببوسم تا که دلم جون بگيره از غم دنيا نپوسم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/12ساعت 12:27 توسط من میتوانم! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
صبا رو نیگاه کنید.
دوستای خوبم برام دعا کنید تا در کنکور ارشد با بهترین رتبه قبول بشم. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 مهر 1387 تیر 1386 آذر 1385 |
|
RSS
|